
همیشہ پای یک "قرمز"در میان استقرمزمیتواند رُژِ لب من باشد،یا که جای تو درقلبَ میا آن لباس محلی ام به سلیقه ی تووَ یا آن شالِ دستبافی که برایم از کاشان آورده ای..قرمز میتواند چشم های من باشد وقتی تو نیستی..و یا اشکهای من وقتی این جمعہ نیامدی..و یا آن گل رُزِ هُلندی که هر جُمعہ تقدیم میکردی اش به من قرمز میتواند رنگ تیم مورد علاقهِ تو باشد...قرمز ... وای قرمز..قرمز میتواند لبخندِ اکنون تو باشد...
ادامه مطلب
همیشہ پای یک "قرمز"در میان استقرمزمیتواند رُژِ لب من باشد،یا که جای تو درقلبَ میا آن لباس محلی ام به سلیقه ی تووَ یا آن شالِ دستبافی که برایم از کاشان آورده ای..قرمز میتواند چشم های من باشد وقتی تو نیستی..و یا اشکهای من وقتی این جمعہ نیامدی..و یا آن گل رُزِ هُلندی که هر جُمعہ تقدیم میکردی اش به من قرمز میتواند رنگ تیم مورد علاقهِ تو باشد...قرمز ... وای قرمز..قرمز میتواند لبخندِ اکنون ت...
ادامه مطلب