این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «با تو بودن میتونه خیلی قشنگ باشه!» تهیه شده است و مهمترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
امروز رو با تو بودم. همه چی رو فراموش کردم. هر حرفی که بوده هر کاری که کردیم. امروز جوری بودم کنارت که انگار دفه های اوله باتوام. امروز این شانس رو به خودم دادم. به حرمت همون سفری که احتمالاً در پیش داریم. این شانس رو به خودم دادم که دوباره بتونم با قلب شکسته دوباره دوست داشته باشم. با همه این اتقاقایی که افتاد با همه این کارایی که کردی من هیچ وقت نتونستم قلبمو قانع کنم بهش اینو بقبولونم که ازت متنفر باشه که هیچی! چه برسه به اینکه بخواد ازت متنفر باشه. من با تجربه کنارت و اکثراً یادت بودن یاد گرفتم که دوس داشتن یعنی هرچیزی که متعلق به معشوقه رو دوس داشته باشی. مثلاً من اسم تو رو هرجا شنیدم دوس داشتم. بوی عطرتورو هر جا شنیدم با تموم وجود بو کشیدم. من هرچی که از تو باشه رو دوس دارم. خودت در جریان بودی و هستی. ولی این روزا وقتی میبینم کنار تو بودن چقدر خوبه ؛ وقتی میبینم ورژن عاشق تو، ورژنی که میدونم منو دوس داره چقدر خوبه ازت متنفر میشم. میدونم باورت نمیشه. مگه تنفر اونم از تو میتونه تو قلب من جا داشته باشه ولی هست وقتی استرس چیزایی رو داری که میدونم حسِ منو خراب میکنه. وقتی ناراحتی پشیمونی ازت متنفر میشم بابت همه تصمیمایی که گرفتی بابت چیزایی که بوجود آوردی که میتونس جور دیگه باشه و نیست. ولی میدونی بیشتر از هرچیزی از چی متنفر میشم؟ از ناراحتی که برای خودت بوجود آوردی. حتی تو اوج تنفر ازت هم نمیخوام تو ناراحت باشی. من همیشه اعتقاد داشتم که شادی معشوق مهمه حتی با غیر. امروز فکر کردم نداشتن تو برای من با اینکه ناراحتم میکنه و قلبم و به درد میاره ولی فرضم به این بوده نبودنت تو زندگی من باعث شادی تو بوده. تو خوش بودی چه با من و چه بی من! ولی الان این ورژن پشیمون تو ، خیلی منو اذیت میکنه. وقتی میبینم توام همون چیزی رو میخوای که من میخوام ، همون حسرت هایی رو داری که من دارم. این ناراحتی تو ، وقتی دیگه کاری از دستمون در نمیاد منو خیلی میرنجونه. وقتی میبینم شانس داشتن چیزی رو از هردومون گرفتی خیلی اذیتم میکنه. توی یه آتیشی داری میسوزی که خودت با دست خودت هیزماشو چیدی، خودت با خواست خودت روش نفت ریختی و خودت اون کبریت لعنتی و زدی زیر همه چی. حالا من از سوختن تو، بیشتر می سوزم. میدونی من حاضرم همه این آتیشارو اصن بجون بخرم ولی خار به چشم تو نره. ولی یه موقع هایی کنترل یه سری اتفاقات دست ما نیس. خدا بزرگه. خودت میدونی و منم خوب میدونم که هیچ کارش بدون حکمت نیس.
B L O G F A . C O M
برچسب:
نویسنده: ماهان ابراهیمی