خرید بک لینک

میدونی دلم میخواد یه دفه دیگه شروع کنم. حس میکنم این یه دفه ای که زندگی کردم خیلی چیزارو گذروندم ولی ثانیه ثانیه اون 1 که داشتم رو زندگی نکردم. دلم میخواد یه بار دیگه از اول شروع کنم و فراموش کنم غم تورو. دلم میخواد برگردم عقب خیلی عقب جوری که از این روزا دنده عقب 1 بگیرم. برگردم به اون روزایی که 1شو ندونستم و همش فکر کردم که همیشگیه ولی مث برق گذشت و الان حسرتش به دلمه به یکی از اون ثانیه ها برگردم و بیام هرجایی تو بگی بیام تا نزارم؛ کل زندگی خودتو نمیگم کل زندگی منو به گند بکشی. برگردم عقب با یه فیلم از این روزا بهت نشون بدم بگم میم بیا قدر این روزارو بدونیم. بیا ثانیه ثانیه این روزارو بزاریم روی سرمون. مگه چی میخوای دیگه؟ شاید من برات اصن کم ، بد ، زشت ولی حالِ آیندتو ب1؟ ببین چقدر قراره حالمون بد باشه؟ بیا برگردیم عقب ، بیا یه دفه دیگه باهم دوباره شروع کنیم. بیا همون روز اول اندازه امروز دوسم داشته باش. من بچگی کردم اون موقع ها ، تو بزرگم کن، تو تحمل کن تو باهام بساز. نزار فقط تو میتونی که نزاری حالِ من به این حال و روز تبدیل بشه. نزار امروزی قدر همو بدونیم که دیره. که دیگه 1 نیس. دیگه فرصتی نیس. بزار حالا که وقتش رفته همو دوس نداشته باشیم. چون اینجوری آدم بیشتر میسوزه. کاشکی برمیگشتم عقب به همون روزایی که برام انقدر پررنگ نبودی و من همونجا همه چی رو تموم میکردم. قبل اینکه همه چی انقدر جدی بشه. قبل اینکه سرنوشتم به نبودنت گره بخوره. حیفه ها؟ بیا برگردیم عقب بیا یه روز پاییزی باشه بیا دنبالم ، بیا تو راه برام حرف بزن. بیا دوتایی بخندیم به اتفاقای مسخره روزمون ، بیا دستمو مسخره کن که همیشه خدا خیسه بعدش بیا دور بزنیم حرف بزنیم بخندیم آهنگ گوش بدیم بیا همه چی رو مث قبل کنیم بریم گل و خورشید و اون لواشک های خوشمزه ش رو بخوریم فقط بیا از امروز همه چی رو بزاریم سرجاش بمونه فقط میم و میم امروز رو نشون میم و میم دیروزتر ها بدیم و بگیم قدر بدون احمق ، نرو ، بمون ، لذت ببر، نجنگ ، استفاده کن، بیشتر بخند، با تموم وجودت بخند، دوسش داشته باش، بازم دوسش داشته باش، ببین بعداٌ که لحظه، فرصت ، زمانش ، شانس باهم بودن از دست رفت به چه حالی میفتی ، اشکاتو ببین، دوریو ببین؟ ببین داری له میشی ، ببین چقدر شکسته شدی؟ ببین دنیات چقدر سیاه میشه؟ ببین چقدر حسرت داری؟ دست بجنبون پسر! زود باش میم ! بچه نباش میم! دیگه برات این حس این فرصت تکرار نمیشه! میم مث امروز مث اون دو هفته ، جای تموم موقع هاییکه دوسم نداشتی، دیروز همون مدلی دوسم داشته باش! بیا یه باره دیگه شروع کنیم این بار قشنگ تر ، این بار واقعی تر! این بار مثلاً فاصله دستامون جسممون هم مثل قلبامون کم باشه! مثلاً جوری نزدیک باشیم که هر وقت دلم برات تنگ شد فقط لازم باشه از این پهلو به اون پهلو شم. نه که کنار من دیواری باشه که نبودنت رو میزنه تو صورتم و کنارتوام کسی باشه که ... ! بزار بگیم کمتر از من حتی یه اپسیلون کم تر از من دوسش داری. چیه این اشرف مخلوقات وقتی نمیتونه برگرده عقب و خیلی چیزارو عوض کنه؟

برچسب: نویسنده: ماهان ابراهیمی تاريخ: يکشنبه 13 شهريور 1401 ساعت: 2:46

صفحه بندی