خرید بک لینک

من که اشتباه خیلی بزرگی کردم و هرروز دارم عذابشو میکشم ولی مگه میشه درست نشه؟ مگه میشه مادر مهربان به فکر فرزندش نباشه ، وقتی خار تو دست بچه میره مادره بیشتر عذاب میکشه عذابی که از درد دست بچه هم بیشتره ، پس مطمئناً خالقم به فکر من هست ، از حال و روزم خبر داره ، میبینه من و ، میشنوه صدامو پس همه چیو درست میکنه که خار تو دستم نره غذاب نکشم. روزی که دیدمت خیلی خوشم اومد ازت ، بچه بودم یکم، عقل امروز رو نداشتم ، ولی به شرایط طوری رقم خورد که تو یه جای دور افتاده با تن1ی زیاد زندگی کنم، فقط درگیر کار و کار و کار...

یکی اومد با دروغ هاش، با رفتار های خوب، دنیایی رو نشون داد که خیلی خوب و قشنگ بود ، 1ع شروع کردم که زودتر برسم به اون دنیا ، ولی همش پوچ بود، همش دروغ و فریب بود، دنیایی رو برام ساخت که برعکس اون دنیا که به من نشون داده بود ،بود. سفر کردم به گذشته ، دیدم گذشته من خیلی قشنگ بود، پوچم نبود، واقعی بود همه چیز ، یک بار رفتم سمتش؛ بهش همه چیرو گفتم ولی نتونست کنار بیاد و پسم زد. بعد از فاصله ها دوباره رفتم سمتش ، یک قدم برداشت به سمتم ، دیوانه وار عاشقش شدم ، دیدم زندگی 1ه نه اون ، دنیایی رو تو این شرایط برام ساخت که توش همه چیز بود ، آرامش ، امنیت ، لذت ، خنده های از ته دل ، زیبایی و.... هر چیز که خوبه. اسیرم نکرد ولی اسیرش شدم ، دوستم داره ولی عاشقش شدم ، طوری که تمام عشق ها دنیایی یک طرف این عشق یه طرف دیگه!

به قول خودش با حرفات گولم میزنی ولی نه گولت نمیزنم واقعا دوستت دارم ، دوست دارم جون بدم برات که حتی یک دقیقه بیشتر بخنده ، وقتی میخنده خندم میگیره ، از ته دلم شاد میشم ، وقتی باهاشم دنیا خیلی برام کوچیک میشه ، اصلا دنیا رو حساب نمیکنم ، انگار فقط من و او و خدامون و تمام.خیلی دوستش دارم ، تا قبل اون آرزو مرگ و رهایی از زندگی رو داشتم ولی از وقتی دل باختش شدم حس میکنم دوباره زنده شدم ، حس میکنم هنوز فرصت هست برای زندگی، هنوز میشه خندید ، هنوز میشه شاد بود ، هنوز میشه امید داشت.

خدای من ، خدای مهربان تر از مهربان ترین مادرم ، میدونی و میبینی که حالم کنارش خوبه ، بزار تا آخرین لحظه ای که زمان دارم تو دنیا کنارش باشم ، بزار تو بغلش با حال خوب جونم رو بگیری ، بزار امید داشته باشم ، میدونم اشتباه زیاد کردم میدونم خیلی خطا کردم ولی تو بخشنده ترین هستی ، من رو بهش برسون ای اجابت کننده آرزو ها.

بوقت دهم مهرماه سال یک هزار و چهارصد و یک شمسی - به امید رسیدن

برچسب: نویسنده: ماهان ابراهیمی تاريخ: دوشنبه 2 آبان 1401 ساعت: 8:13

صفحه بندی