خرید بک لینک

1 خدا برامون کاری کنه. برای 1 از این وضعیت معجزه کنه. یا دستمونو بگیره و ببره جاییکه هیچ کس نمیشناسه و رهامون کنه از این همه درد. یا یهو دستشو بزاره رو شونمون و بگه پاشو هرچی دیدی، هرچی بهت گذشته خواب بوده. خواب که نه. کابوس بوده. دیگه میدونی من و تو به اندازه کافی تاوان دادیم. بنظرم دیگه سبک شدیم. بار گناهامون ریخته. دیگه نوبتی هم باشه نوبت ماست. که بخندیم که خوش باشیم که لذت ببریم. میدونی من با این سنی که از خدا گرفتم میتونم بگم فقط انگشت شمار روزایی بوده که لذت بردم. زندگی کردم. بقیه ش روزا و شبایی بوده که عمراً فکر میکردم بگذره. میدونی کاشکی تا جوونیم تا وقت هست تا انرژی و انگیزش هس. تا وقتی که امید داریم، برسیم. به همدیگه. به خواسته هامون. به جواب تلاشامون. به پاداش صبر کردنمامون. به نتیجه نذرها و دعامون. نمیخوام دوس ندارم وقتی برسم که دیره. که دیگه مزه رسیدن رو نمیفهمم کاشکی وقتی برسیم که چشامون میتونه اینچ به اینچ ، سانت به سانت رسیدن رو تماشا کنه. نه اینکه وقتی برسیم که دیگه چشامون سو نداره. دستامون جون نداره. پای موندمون وقتِ رفتنشه. سرِ پیری رسیدن بنظرم میتونه از نرسیدن بدتر باشه. کاشکی الان اره دقیقا همین الان که چشام له له دیدنتو میزنه. همین ثانیه که قلبم ثانیه ای از تپیدن برات دست برنمیداره. همین لحظه که به امید داشتنت برای ابد حاضرم برم هرجا که تو هستی، کاشکی همین الان خدا بهمون نگاه کنه. الان که نفسام به نفس نفس افتاده. کاشکی الان دست بکشه رو سرم. روی سرت! بگه بچه ی من! فرزندم. خیلی عالی از پس همه چی بر اومدی. من دیدم درداتو. شنیدم حرفاتو. پا به پات بودم باهات خندیدم. باهات گریه کردم. احسنت بهت. یا به زبون خودمون بگه دمت گرم که انقدر صبور بودی. مرسی که انقدر ایمانت قوی بود. لحظه ای تو این راه به من، به خودت، به راهی که توش هستی شک نکردی. خسته نباشی فرزندم. حالا ، الان رسیدی به آخرش. بیا اینم همونی که ازم خواسته بودی. جواب صبوریاتو ببین؟ نتیجه ایمانتو خوب تماشا کن. حالا که به خواسته ات رسیدی. حالا بیا لذتشو ببر.

میدونی صبر به نظرِ من. سخت ترین کار دنیاس. با اینکه میدونی آخرش قشنگه. آخرش همونیه که تو خواستی ولی صبر میتونه زجر آور ترین کار دنیا باشه. کاشکی خدا به دلمون نگاه کنه. یکمم پارتی بازی کنه مارو زودتر به خواسته هامون برسونه. همه تو این دنیا پارتی و آشنا میخوان. ولی من میخوام تو برام پارتی بازی کنی. تو یه جاهایی کارمو جلو بندازی. تو که میدونی من بد کسی رو نخواستم. تو که میدونی از صبوری رو دست ندارم. حالا مثلاً به جای بعدتر امروزتر منو به خواستم برسونی چی میشه؟ میدونم! میدونم! به درخت به گل وقتی که فصلش نیس دنیا دنیا هم آب 1، جز اون موقعی که باید گل یا میوه بده نمیده. ولی تو بخوای که کاری نداره. همیشه صدامو شنیدی. دل شکستمو تو بند زدی. دستمو تو گرفتی. تو به من همه چی دادی. الانم هرچی تو بخوای میشه. پس تو بخواه تا بشه. البته چه پارتی بازی کنی چه نه. من همیشه کنیزی تو میکنم. ولی تو این بار تو دلم جوونه بزن. بزار بیشتر و بیشتر از اینی که جلدت هستم، نمک گیرت هستم، بشم. تو بخوای خیلی قشنگ میشه. برام بخواه. بزار به همه بگم خدا خودش برام درست کرد.

خدایا شکرت – دوست دارم زیاد

بوقت بیست و چهارم مهرماه سال یک هزار و چهارصد و یک شمسی

برچسب: نویسنده: ماهان ابراهیمی تاريخ: سه شنبه 17 آبان 1401 ساعت: 13:53

صفحه بندی